| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |
|
MoOona33
کاربـر ارشـد


آفلاين
6 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 1945
امتياز: 31288
تشکر کرده: 729
تشکر شده 1019 بار در 373 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389 15:14:00 موضوع مطلب: یه بوس بده عسیسسسسم |
|
|
_________________ شانس نام مستعار خداست...
آنجا که نمی خواهد امضایش پای داده هایش باشد . . .
 |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
| تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک : |
|
a-r-s(سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389 15:43:33), |
|
|
arashnoclip
کاربـر پـشرفته


آفلاين
16 تير ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 679
امتياز: 6256
تشکر کرده: 1
تشکر شده 21 بار در 19 پست
محل سكونت: تو قلبت!!!
|
ارسال شده در: سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389 15:17:18 موضوع مطلب: |
|
|
okh _________________ چشم ها رو باید شست جور دیگری باید دید !!!
چتر ها را باید بست زیره باران باید رفت !!!
 |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
padram
کاربـر آمـاتـور


آفلاين
20 مرداد ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 23
امتياز: 230
تشکر کرده: 0
تشکر شده 1 بار در 1 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389 15:17:53 موضوع مطلب: |
|
|
 |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
exist
کاربـر ارشـد


آفلاين
7 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1682
امتياز: 16986
تشکر کرده: 248
تشکر شده 313 بار در 201 پست
محل سكونت: hich kas--hich ja--tanham
|
ارسال شده در: سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389 15:19:31 موضوع مطلب: |
|
|
Tanx Alot
 _________________ آجي:سارا
-------------------------------------------------------
مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت (برنارد شاو)
------------------------------------------------------- |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
MoOona33
کاربـر ارشـد


آفلاين
6 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 1945
امتياز: 31288
تشکر کرده: 729
تشکر شده 1019 بار در 373 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389 15:23:06 موضوع مطلب: |
|
|
| exist مي نويسد: | Tanx Alot
 |
your welcome dear friend  _________________ شانس نام مستعار خداست...
آنجا که نمی خواهد امضایش پای داده هایش باشد . . .
 |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
negro
کاربـر پـشرفته


آفلاين
13 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 598
امتياز: 6077
تشکر کرده: 25
تشکر شده 77 بار در 44 پست
محل سكونت: Tehran
حالت شخصی من:  |
ارسال شده در: سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389 15:46:01 موضوع مطلب: |
|
|
che bossiiiiiiiiii
 _________________ من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم .. که سرنوشت درختان و باغمان تبر است |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
sahelf
کاربـر ارشـد


آفلاين
6 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 2706
امتياز: 37471
تشکر کرده: 910
تشکر شده 478 بار در 389 پست
محل سكونت: hameja
|
ارسال شده در: سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389 15:50:59 موضوع مطلب: |
|
|
oh oh oh oh me3 ink oza gharashmish shod _________________ به سلامتی اونایی که...
درد و دل همه رو گوش میدن اما معلوم نیست خودشون کجا درد و دل میکنن ... |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
jigartala74
کاربـر ارشـد


آفلاين
3 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 2365
امتياز: 28443
تشکر کرده: 576
تشکر شده 327 بار در 255 پست
محل سكونت: L.A
|
ارسال شده در: سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389 18:22:33 موضوع مطلب: |
|
|
miii30
ajab adamaii peida mishan  |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
MoOona33
کاربـر ارشـد


آفلاين
6 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 1945
امتياز: 31288
تشکر کرده: 729
تشکر شده 1019 بار در 373 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389 18:43:36 موضوع مطلب: |
|
|
| jigartala74 مي نويسد: |
miii30
ajab adamaii peida mishan  |
خواهش میشه گلم  _________________ شانس نام مستعار خداست...
آنجا که نمی خواهد امضایش پای داده هایش باشد . . .
 |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
DEAN
کاربـر فـعال


آفلاين
15 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 290
امتياز: 2461
تشکر کرده: 12
تشکر شده 26 بار در 21 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389 18:56:08 موضوع مطلب: |
|
|
 |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
abz
کاربـر تـازه وارد


آفلاين
16 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 7
امتياز: 289
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: سه شنبه، 16 شهريور ماه ، 1389 20:14:07 موضوع مطلب: |
|
|
 |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
XXA
کاربـر تـازه وارد


آفلاين
10 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 15
امتياز: 245
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 16:24:44 موضوع مطلب: |
|
|
...یک شوهر با قیافه معمولی
...یک حلقه ساده
...مجلس عروسی ساده و کم خرج
...ماه عسل در هر جایی
...یک خانه کوچک برای بچه ها که بازی کنند
...بچه هایی دوست داشتنی
...شوهر مرد خانواده است
...ولی سخت کار میکنه
...یک ماشین کوچک برای خرید کردن
...یک ماشین دیگه برای بچه ها
...مقداری کلکسیون
...کفش هایی برای مناسبت های مختلف
...تعدادی لباس و لوازم زیبا
...مقداری لوازم زیبایی
...مقداری لوازم آرایش
...سالی یک بار مسافرت خارج از کشور
...تعداد بیشتر مسافرت های داخل کشور
...شام های رویایی
...گهگاه کادو
...و در آخر مقداری تضمین
...فقط همین
...خانم ها اصلا پرتوقع نیستند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
XXA
کاربـر تـازه وارد


آفلاين
10 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 15
امتياز: 245
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 16:26:20 موضوع مطلب: |
|
|
داستان كوتاه
شخصي به نام پل یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود. شب عید هنگامی كه پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد. پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: " این ماشین مال شماست ، آقا؟"
پل سرش را به علامت تائید تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است كه برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این كه دیناری بابت آن پرداخت كنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای كاش..."
البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزویی می خواهد بكند. او می خواست آرزو كند. كه ای كاش او هم یك همچو برادری داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:
" ای كاش من هم یك همچو برادری بودم."
پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با یك انگیزه آنی گفت: "دوست داری با هم تو ماشین یه گشتی بزنیم؟"
"اوه بله، دوست دارم."
تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی كه از خوشحالی برق می زد، گفت: "آقا، می شه خواهش كنم كه بری به طرف خونه ما؟"
پل لبخند زد. او خوب فهمید كه پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد كه توی چه ماشین بزرگ و شیكی به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بی زحمت اونجایی كه دو تا پله داره، نگهدارید."
پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت كه پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت. او برادر كوچك فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره كرد :
" اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه كه طبقه بالا برات تعریف كردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نكرده. یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد ... اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری كه همیشه برات شرح می دم، ببینی."
پل در حالی كه اشكهای گوشه چشمش را پاك می كرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند. برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
MojTabA
کاربـر ارشـد


آفلاين
29 دي ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 4450
امتياز: 64665
تشکر کرده: 1373
تشکر شده 988 بار در 586 پست
محل سكونت: یه جای دنج
حالت شخصی من:  |
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 16:26:31 موضوع مطلب: |
|
|
 |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
bwanted
کاربـر ارشـد


آفلاين
14 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 2573
امتياز: 24484
تشکر کرده: 49
تشکر شده 236 بار در 196 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 16:26:34 موضوع مطلب: |
|
|
ممنون _________________ ابجی های خوشملم:تینا جون و طلا جون مونا جون ,و عسلی
و SOGOLIIIIII |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
XXA
کاربـر تـازه وارد


آفلاين
10 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 15
امتياز: 245
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 16:27:31 موضوع مطلب: |
|
|
شیرزنان ایران
سه هزار نفر از خونریزان مغول در شهر زنگان ( نام زنگان پس از نام شهین به شهر زنجان گفته می شد ) باقی ماندند
جنگ در باختر ایران باعث شد دو هزار و هفتصد نفر دیگر از سربازان خونریز مغول هم از شهر خارج شوند و بسوی مرزهای
دور روان شوند در طی یک هفته 67 مرد میهن پرست زنگان کشته شدند رعب و وحشت بر شهر حاکم بود
سربازان مغول 200 پسر زنگانی را بزور به خدمت خویش درآورده و به آنها آموزشهای پاسبانی و غیره می دادند .
اما هر روز از تعداد مغول ها کاسته می شد در طی کمتر از 30 روز فقط 120 مرد مغول در درون شهر باقی مانده بود
و کسی از بقیه آنها خبر نداشت .
دیگر مردان مهاجم پی برده بودند که هر روز عده ایی از آنها ناپدید می گردد . بدین منظور تصمیم گرفتند از شهر خارج شوند .
و در بیرون شهر اردو بزنند .
با خارج شدن آنها از شهر هیاهویی در شهر برپا شد و همه از ناپدید شدن مهاجمین صحبت می کردند میدان شهر مملو از جمعیت بود
پیر مردی که همه به او احترام می گذاشتند از پله ها بالا رفت و گفت : مردان زنگان باید از دختران این شهر درس بگیرند
آنگاه رو به مردان کرد و گفت کدام یک از شما مغول خونریزی را کشته است ؟
چهار مرد پیش آمدند ، هر یک مدعی شدند مغولی را از پا درآورده است .
پیر مرد خنده ایی کرد و به گوشه میدان اشاره کرد سه دختر زیبا و قد بلند ایستاده بودند .
گفت وجب به وجب کف خانه این دختران از کشته های دشمنان ایران پر است آنگاه مردان ما در سوراخ ها پنهان شده اند .
با شنیدن این حرف مردان دست بکار شدند و در همان شب بقیه متجاوزین را نابود ساختند .
به یاد کلام جاودانه ارد بزرگ می افتم که : شیر زنان میهن پرست ایران ، بزرگترین نگهبانان کشورند .
کاش نام آن سه زن را می دانستم بگذار به هر سه آنها بگویم ایران !
که نام همه زن های ایران است |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
XXA
کاربـر تـازه وارد


آفلاين
10 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 15
امتياز: 245
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 16:30:55 موضوع مطلب: |
|
|
شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند  |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
XXA
کاربـر تـازه وارد


آفلاين
10 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 15
امتياز: 245
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 16:41:02 موضوع مطلب: |
|
|
دوست
بهترین دوست
هیچ گاه هماورد و دشمن خویش را کوچک مپندار چون او بهترین دوست توست او انگیزه پیشرفت و پویش می دهد . ارد بزرگ
ابله ترین دوستان
ابله ترین دوستان ما، خطرناک ترین دشمنان هستند.سقراط
دوست یا برادر
پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند . امیل فاگو
شر دوست
خدایا ! مرا از دوستانم محافظت بفرما . چون می دانم چگونه خویشتن را در مقابل دشمنانم حفظ كنم ! . ولتر
نابودی زمان
دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. ارد بزرگ
رابطه دشمن و دوست
آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت . هزلت
دوست واقعی
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . مارکز
تاثیر دوست
صفات هر کس مربوط به محسنات و نقایص اخلاقی دوستان اوست. کارلایل
رفیق بازی
هرگز بخاطر دوستت ، از انجام وظیفه ای چشم مپوش. سن لانبر
نگه داشتن دوست
دوست مثل پول ، بدست آوردنش از نگه داشتنش آسان تر است. باتلر
توبیخ دوست
دوستان را در خلوت توبیخ کن و در ملاءعام تحسین . اسکاروایلد
بعضی
بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند . چترفیلد
دوستان تو
همه كسانی كه با تو می خندند دوستان تو نیستند. مثل آلمانی
بهترین چیز جهان
چیزی در جهان بهتر از دوست واقعی نیست . آکویناس
پایداری در دوستی
در دوستی درنگ کن ، اما وقتی دوست شدی ثابت قدم و پایدار باش . سقراط
فاصله با دوستان
برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم . ارد بزرگ
دوستی و خانواده
دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است . آلفونس کار
دوست نیكو
نشان دوست نیكو آن است كه خطای تو بپوشد و تو را پند دهد و رازت را آشكار نكند . پور سینا
برای اهل اندیشه
هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست . ارد بزرگ
جزر و مد در دوستی
اگر سزاوار آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ . جبران خلیل جبران
گاه سختی
دوستی برای خود برگزین که به گاه سختی و درماندگی مددکارت باشد . بزرگمهر
تو بی نظیری
در روز عشاق برای دوستت كارتی بفرست و روی آن بنویس : « از طرف كسیكه فكر میكند تو بی نظیری » . براون
بدگویی از دوستان
خموشی در برابر بدگویی از دوستان ، گونه ای دشمنی است . ارد بزرگ
روزهای بارانی
دوست بجای چتریست که باید روزهای بارانی همراه شما باشد . پل نرولا
آن دوست
بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد . جبران خلیل جبران
شکارگاه دشمنان
دوستان برای نخجیر دشمنان ، چون تیر و پیکان اند . بزرگمهر
قلب دو دوست
رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران
حد دوست و دشمن
هر بدی میتوانی به دشمن نرسان که ممکن است روزی دوستت گردد و هر سری داری با دوستت در میان نگذار که ممکن است روزی دشمنت گردد . سعدی
ارزش دوست
بهترین وسیله برای کاهش دشمنان ازدیاد دوستان است . انوره دوبالزاک
در روز سختی
به ارزش نگاه دوست را هنگامی پی می بری که در بند دشمن و بدسگالان باشی . ارد بزرگ
راز دوستی و ثروت
بهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چیزی نمی دانند . موزارت
شراکت با دوست
اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . ارد بزرگ
زمان سختی
دوست زمان احتیاج ، دوست حقیقی است . ضرب المثل انگلیسی
دلداری
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . گابریل گارسیا مارکز
دوست انسان
نفرت به همان اندازه دوست داشتن ، خوب است . یک دشمن می توان به خوبی یک دوست باشد . برای خود زندگی کن، زندگیت را بزیی، سپس به راستی دوست انسان خواهی شد . جبران خلیل جبران
دوستی دشمن
دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسله دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند . سعدی
درک دوست
اگر دوستت را در تمامی شرایط درک نکنی. او را هرگز درک نخواهی کرد. جبران خلیل جبران
تفسیر دوستان
بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان درباره آنها می کنند . کولتون
ترس از دوست
از دشمن خودت یكبار بترس و از دوست خودت هزار بار. چارلی چاپلین
دوست نیکو
نشان دوست نیکو آن است که خطای تو بپوشد و رازت آشکار نکند. بوعلی سینا
نیکی به دوستان
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه كنید، به دوستان خود نیكی كنید . کورش
دوستان زیاد
بهترین وسیله دفع دشمنان ، ازدیاد دوستان است . بیسمارک
تنها دوست
من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! . ناپلئون
دوستان محافظه کار
دوستی که نومیدنامه می خواند ، همیشه سوار تو و پیشدار دورخیزهای بلندت خواهد شد . ارد بزرگ |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
XXA
کاربـر تـازه وارد


آفلاين
10 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 15
امتياز: 245
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 16:46:21 موضوع مطلب: |
|
|
کوزه ترک خورده
در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دوانتهای چوبی می بست...
چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد.
یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود
نصف آب کوزه می ریخت.
مرد دو سال تمام همین کار را می کرد.
کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد.
اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف وظیفه اش را انجام دهد.
هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است.
کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد
تصمیم گرفت با او حرف بزند : " از تو معذرت می خواهم.
تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای...
فقط نصف تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای. "
مرد خندید و گفت: " وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن. "
موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده...سمت خودش...
گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند.
مرد گفت: " می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟
من همیشه می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم.
این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش کردم و تو هم همیشه و هر روز به آنها آب می دادی.
به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام.
اگر تو ترک نداشتی چطور می توانستی این کار را بکنی؟ |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
XXA
کاربـر تـازه وارد


آفلاين
10 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 15
امتياز: 245
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 16:51:42 موضوع مطلب: |
|
|
آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است.
(مترلینگ) |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
XXA
کاربـر تـازه وارد


آفلاين
10 شهريور ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 15
امتياز: 245
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 16:53:43 موضوع مطلب: |
|
|
پسر مهربان
شب از نيمه گذشته بود. پرستار به مرد جواني که آن طرف تخت ايستاده بود و با نگراني به پيرمـرد بيمار چشم دوخته بود
نگاهي انداخت.
پيرمرد قبل از اينکه از هوش برود، مدام پسر خود را صدا مي زد.
پرستار نزديک پيرمرد شد و آرام در گوش او گفت: پسرت اينجاست، او بالاخره آمد.
بيمار به زحمت چشم هايش را باز کرد و سايه پسرش را ديد که بيرون چادر اکسيژن ايستاده بود.
بيمار سکته قلبي کرده بود و دکترها ديگر اميدي به زنده ماندن او نداشتند.
پيرمرد به آرامي دستش را دراز کرد و انگشتان پسرش را گرفت. لبخندي زد و چشم هايش را بست.
پرستار از تخت کنار که دختري روي آن خوابيده بود، يک صندلي آورد تا مرد جوان روي آن بنشيند. بعد از اتاق بيرون رفت.
در حالي که مرد جوان دست پيرمرد را گرفته بود و به آرامي نوازش مي داد.
نزديک هاي صبح حال پيرمرد وخيم شد. مرد جوان به سرعت دکمه اضطراري را فشار داد.
پرستار با عجله وارد اتاق شد و به معاينه بيمار پرداخت ولي او از دنيا رفته بود.
مرد جوان با ناراحتي رو به پرستار کرد و پرسيد: ببخشيد، اين پيرمرد چه کسي بود؟!
پرستار با تعجب گفت: مگر او پدر شما نبود؟!
مرد جوان گفت:
نه، ديشب که براي عيادت دخترم آمدم براي اولين بار بود که او را مي ديدم.
بعد به تخت کناري که دخترش روي آن خوابيده بود، اشاره کرد.
پرستار با تعجب پرسيد: پس چرا همان ديشب نگفتي که پسرش نيستي؟
مرد پاسخ داد: فهميدم که پيرمرد مي خواهد قبل از مردن پسرش را ببيند، ولي او نيامده بود.
آن لحظه که دستم را گرفت، فهميدم که او آن قدر بيمار است که نمي تواند من را از پسرش تشخيص دهد.
مي دانستم که او در آن لحظه چه قدر به من احتياج دارد... |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
atoosa
کاربـر حـرفـه ای


آفلاين
19 مرداد ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 1170
امتياز: 10058
تشکر کرده: 276
تشکر شده 142 بار در 121 پست
محل سكونت: تهران
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 18:43:41 موضوع مطلب: |
|
|
merci  _________________ داداش عسیسم مجتبی جوون
آجی گلم نازنین جووون |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
MoOona33
کاربـر ارشـد


آفلاين
6 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 1945
امتياز: 31288
تشکر کرده: 729
تشکر شده 1019 بار در 373 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 20:50:42 موضوع مطلب: |
|
|
خواهش می کنم  _________________ شانس نام مستعار خداست...
آنجا که نمی خواهد امضایش پای داده هایش باشد . . .
 |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
MoOona33
کاربـر ارشـد


آفلاين
6 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 1945
امتياز: 31288
تشکر کرده: 729
تشکر شده 1019 بار در 373 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 20:51:53 موضوع مطلب: |
|
|
| XXA مي نويسد: | شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند  |
ممنون دوست عزیز مطالب جالبی بود ولی بهتر نبود اینارو تو یه تاپیک اختصاصی می زاشتی که همه کاربرای بخونن  _________________ شانس نام مستعار خداست...
آنجا که نمی خواهد امضایش پای داده هایش باشد . . .
 |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|
bwanted
کاربـر ارشـد


آفلاين
14 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 2573
امتياز: 24484
تشکر کرده: 49
تشکر شده 236 بار در 196 پست
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 17 شهريور ماه ، 1389 20:52:11 موضوع مطلب: |
|
|
| MoOona مي نويسد: |
خواهش می کنم  |
همیشه پست های تو عالی بوده عسیسک  |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|